مشاهده مطلب

      ۲۳ مهر ۱۳۹۷      ۰             14156      سیاسی  

بررسی و سنجش میزان ولایتمداری و مقایسه آن بین امت حزب الله در ایران و لبنان

اخیرا سیدحسن نصرالله؛ دبیرکل حزب الله لبنان در جلسه ای برای ایرانیان مقیم لبنان سخنرانی کرده و وضعیت فعلی و گذشته شیعیان کشورش را تشریح و نوع نگاه حزب الله به ولایت فقیه را توضیح داده که باختصار می آید:

قبل از پیروزی انقلاب، شیعیان لبنان مظلوم، محروم و بی پناه و بدون حامی بودند! فرانسه به مسیحیان کمک میکرد و مسیحی ها فرانسه را ام الحنونه (مادر مهربان) لقب میدهند؛ روسیه از ارتدوکس ها حمایت میکرد و انگلیس از دروزی ها؛ همچنین سنی ها توسط سعودی و مصر حمایت میشدند. اما ما شیعیان هیچ حامی نداشتیم و در معادلات داخلی لبنان کاملا در حاشیه بودیم؛ و اساسا شیعیان لبنانی در همه زمینه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، جماعتی بیسواد و فقیر بودند.

در کتابی خواندم که علامه سید شرف الدین؛ مرجع بزرگ شیعه قصد داشت که یک مدرسه ابتدایی برای شیعیان لبنان احداث کند؛ حدود چهل تن از علما را جمع کرد و باتفاق نامه ای به رئیس جمهور نوشتند که مجوز ساخت یک مدرسه را بگیرند، اما نتوانستند نه پولی جمع کنند و نه یک مجوز مدرسه بگیرند!

روستاهای شیعیان نزدیک مرز رژیم غاصب صهیونیستی بود؛ پس از ۱۹۴۸ و تشکیل رژیم غاصب صهیونیست ها هرگاه می خواستند وارد لبنان می شدند و هرکاری می خواستند، می کردند و هیچکس هم جلودار آنها نبود و لذا مردم فرار می کردند و حامی نداشتند و بتدریج کوچ کردند و ضاحیه جنوب لبنان با یک میلیون نفر جمعیت شکل گرفت.

در گذشته اصلا شیعه نمیتوانست اظهار کند که شیعه است؛ چون خون او حلال بود؛ لذا بسیاری از شیعیان سنی شدند؛ طرابلس ۱۰۰ سال قبل کاملا شیعه بود؛ شهر صیدا اکثرش شیعه بود؛ الان سنی است؛ در شهر جزین وقتی دختر شهید اول فوت کرد، ۷۰ فقیه شیعه بر جنازه او نماز خواندند؛ اما اکنون این شهر، مسیحی نشین است و بسیاری از سادات، مسیحی یا سنی شدند.

خود مسیحیان میگویند ما سادات و از فرزندان علی ابن ابیطالب(ع) هستیم؛ میشل عون؛ رئیس جمهور فعلی سید و از فرزندان امیر المومنین(ع) است.

وضعیت ما اینگونه بود،تا پیروزی انقلاب که از آن به بعد شرایط منطقه فرق کرد؛ وضعیت ما هم متفاوت شد؛ ممکن است بگویند ما رهبری امام(ره) را ترویج کردیم؛ نه اینطور نبود؛ تا قبل از انقلاب و شهادت سیدمصطفی خمینی هیچ خبری نبود و ما امام(ره) را نمی شناختیم؛ ما با انقلاب متولد شدیم؛ ما موجودیت و حیات خود را با انقلاب بدست آوردیم.

مهمترین نمونه تجربه ولایت فقیه، در خارج از کشور ایران و در لبنان به دست آمد؛ اگر الان عزیز، کریم و زنده هستیم، حیات داریم، نه به خاطر سلاح یا پول و کمک های ایران است، بلکه به خاطر اعتقاد عملی به ولایت فقیه است.

به اعتقاد ما، اصل ولایت فقیه، مسبب الاسباب و عله العلل می باشد؛ وقتی شیعیان کشورهای مختلف می آمدند و از تشکیلات، ساختار و بدنه حزب الله و تجارب ما سوال می کردند که چگونه حزب الله شدیم، ما به آنها می گفتیم: اینها جسم و بدنه حزب الله است؛ از روح حزب الله سوال کنید که آن اعتقاد به ولایت فقیه است.

اعتقاد ما به ولایت فقیه با بسیاری از ایرانی ها که ولایت فقیه را قبول دارند، فرق می کند؛ اعتقاد ما خیلی قوی تر است؛ ما چند مرحله برای اعتقاد به ولایت فقیه قائلیم که شامل:

– ما معتقدیم اطاعت از ولی فقیه مانند اطاعت از معصوم(ع) است؛

– ما اعتقاد داریم اگر ولی فقیه فرمود: پیشنهاد و نظر من اینست (امر نکرد)، باید اطاعت کنیم؛ (در ایران می گویند ایشان دستور ندادند، پیشنهاد! کردند.)

– ما بالاتر از قانون اساسی به ایشان اعتقاد داریم؛ (برخی می گویند در قالب قانون اساسی) ایشان می گویند بهتر است، این گونه عمل کنید؛ ما این نظر را تکلیف و واجب می دانیم؛

– ما وقتی در شورای حزب الله بحث می کنیم، اگر احتمال بدهیم که از این کار، حضرت آقا ناراحت می شوند، به آن عمل نمی کنیم؛ و متقابلا اگر احتمال بدهیم که ایشان از آن کار خوشحال می شوند، به آن عمل می کنیم؛

– ما ایشان را تالی تلو امام معصوم (ع) میدانیم.

ملاحظه: یکی از شاخص های برجسته و راهبردی حزب الله لبنان، ولایت پذیری ِ محض آنها از ولی فقیه در تمامی ابعاد اعم سیاسی، نظامی، امنیتی، عبادی و… است که این مهم در جریان جنگ ۳۳ روزه با رژیم صهیونیستی و نیز در جنگ سوریه (در طول هفت سال گذشته) نمود بارزی داشته و دقیقا به همین دلیل است که محور شرارت (شامل آمریکا، رژیم های صهیونیستی و سعودی) به شدت از آن وحشت دارند و می دانند که در صورت بروز یک اتفاق مهم، با اشاره مقام معظم رهبری، حزب الله لبنان با تمام قوا وارد عمل خواهد شد.

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.